X
تبلیغات
رایتل

دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت 23:08

در تلگرام هستم:

delaramnevesht@

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

سه‌شنبه 13 تیر 1396 ساعت 10:34

شاعر جماعت بی‌جهت نیست که شاعر شده است. او چیزهایی را میبیند که چشم منِ آدمِ عادی قادر به دیدنش نیست. شعرا با اشعارشان قلبمان را لمس میکنند. روحمان را نوازش میدهند و دستهایمان را میگیرند و میبرند به خلوتی که تو هستی و نجوایِ دل‌انگیز شاعر...  

بیتی که با خواندنش مرا تا دنیای شاعران برد...

یک عدد سیب کجا 

اینهمه تبعید کجا؟...

روحت شاد وحشی بافقی...

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

پنج‌شنبه 8 تیر 1396 ساعت 01:08

به نظرم دو نوع نقص داریم. یکی درونی و یکی بیرونی... درونی رو تو میبینی و بیرونی رو بقیه. بد داستان اونجاست که تو اگه با نقص درونیت کنار بیای و بخوای به زندگیت ادامه بدی کسی نه میفهمه، نه کاری بهت داره اما... تو اگه یه روز تصمیم بگیری نقص ظاهریت _هر چی که میخواد باشه_ رو نبینی و ادامه بدی، بقیه نمیذارن و مدام به روت میارن...

خوب ماجرا اونجائیه که زیادن اونهایی که با هر نوع نقص ظاهری انقدر محکم و سربلند روی قله افتخاراتشون وایسادن که آدم میتونه بی‌خیال تمام ظاهربین‌ها براشون تا خود قیامت کف بزنه و از وجودشون دریا دریا انگیزه بگیره...

کانال تلگرام: delaramnevesht@

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

سه‌شنبه 6 تیر 1396 ساعت 09:31

رمضان هم رفت... خیلی‌هامون رعایت کردیم جلوی اونهایی که روزه بودن چیزی نخوریم. نه برای اینکه اونها ممکنه وسوسه بشن و یا دلشون بخواد؛ نه... برای اینکه بگیم با شما همراهیم. کار قشنگیه اما کارهای قشنگتری در راهه. اینکه جلوی کسی که عزیز از دست داده، عزیزمون رو در آغوش نگیریم. جلوی کسی که فرزند نداره، پز فرزندمون رو ندیم. جلوی کسی که عشقی در زندگیش نیست، به عشقمون آب و تاب ندیم. جلوی کسی که وضع مالی خوبی نداره، فخر نفروشیم. خلاصه اینکه هوای دل همدیگه رو داشته باشیم. خودمون... بی منت... دم هممون گرم... عیدمون خیلی مبارک...

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

یکشنبه 4 تیر 1396 ساعت 19:52

به گمونم بحث تبلیغات خیلی باید تخصصی باشه. حتی فکر کنم توی دانشگاه رشته ای مرتبط وجود داشته باشه برای تحصیلات اکادمیک... پس چجوریه که برای تبلیغ تخمه آفتابگردون، یه فضای قدیمی_مثلا پنجاه سال پیش_رو به تصویر میکشه و ماجرا رو جوری میچینه که جوانِ قصه، با یه پاکت تخمه آفتابگردون میره خواستگاری و بعد از دو سه خط گپ و گفت درباره تخمه، پدر عروس خانم دخترشون رو میسپرن دست داماد؟! 

من که ربطی بینشون پیدا نکردم اما تصور سازنده تبلیغ میتونه یکی از موقعیت‌‌های زیر باشه:

 مادر عروس میگه: دخترم تخمه رو نمیاری؟

یا پدر اقای داماد میگه: اگه جواب مثبته دو تا تخمه بذاریم دهنمون...

یا مثلا مادر آقای داماد بگه: اگه شما موافق باشین دختر و پسر برن یه گوشه تخمه بشکنن

یا حتی آخرش که جواب بله رو گرفتن پدر عروس بگه دخترم پاشو کاسه تخمه رو بگردون

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

بهترین نسخه از خودت باش

جمعه 2 تیر 1396 ساعت 16:58
خیلی اتفاقی توی گروهی پیامی دیدم که بنظرم آشنا آمد و مطمئن بودم قبلا در کانال دوستم خوانده بودمش. به لینک زیر پیام مراجعه کردم و دیدم برای همین روز پیش است. به کانال دوستم مراجعه کردم و دیدم این حرف را ایشان شب سی و یکم خرداد منتشر کرده اند... 
ظاهرش چهار خط نوشته است اما در پشت این چهار خط؛ فکر، تخیل و اندیشه نهفته است. اندیشه‌ی دیگران را به نام خودمان منتشر کردن چه لطفی دارد؟

در تلگرام: delaramnevesht@
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

جمعه 26 خرداد 1396 ساعت 00:35


بعضی از دوستان درباره جمع‌آوری درب‌های پلاستیکی سوال کرده بودن. دوستهای خوبم میتونین به این سایت سر بزنید و آدرس مربوط به شهر خودتون رو بردارید. ممنون که به فکر محیط زیست و همنوع‌های خودتون هستین. یک دنیا تشکر

http://hastamet.com

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 09:39

فعلا در تلگرام یه چیزهایی مینویسم. خوشحال میشم اگه اونجا هم کنارم باشید...


delaramnevesht@


del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

آخرین لحظات سال ۹۵

یکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت 12:19

هفت سین چیدم. لباسم آماده است‌. همه چیز سرجاشه. حتی انقدر وقت اضافه آوردم که میگم چرا زودتر عید نمیشه. امسال نمیدونم چجوری بود. فقط میدونم همه چیز به نظرم طولانی میاد. هر عکسی از امسال میبینم با خودم میگم مگه میشه؟ یعنی برای همین چند ماه پیشه؟ انگار خاطره هر عکس از میون آلبوم‌های خاک گرفته قدیمی بیرون میاد...

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

پنج‌شنبه 19 اسفند 1395 ساعت 08:41
اواخر اسفنده... بوی عید خیلی وقته داره میاد. اما یه چیزی کمه. چی؟ نمیدونم... یه حسی گم شده. چیزی مثل هیجان... دلم نمیخواد شبیه این ادم‌های مرده دل بگم خب عید میشه که میشه... دوست دارم مثل همیشه با اغوش باز منتظرش باشم و محکم بغلش کنم... 
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
1 2 3 4 5 ... 68 >>