دنیای دل آرام 
X
تبلیغات
در شهر

بگو که با منی هنوز، اشاره ای دوباره کن... (روز نوشت)

دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ساعت 4:10 PM



به یک معبد نیاز دارم، یک جای امن

به یک نیروی قوی، ماورای نیروهای بشر

فراتر از انرژی های اطرافم

خدایا من به یک باور نیاز دارم...

ساده تر از آنچه فکر میکنی...



*چند ساعت بعد: خدایا دوستت دارم...


*این آهنگ...



del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

تویی که نمی شناختمت (روز نوشت)

شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 10:13 PM

من به بی هدفی این دنیا معتقد نیستم. حتی به سوی بد رفتن این دنیا... به قول حمید باقرلوی عزیزم - که جایش چقدر خالی است این روزها... که چقدر دلتنگ خودش و افکارش هستم... - جهان به سوی خوبی پیش می رود.

مگر نه اینکه هر دوستی جدید، هر ارتباط نو، دری است به سوی اتفاقات تازه، درسهای جدید و روزهای متفاوت... حالا اینکه از آن دوستی یاد خوب باقی بماند و آن رابطه مانا باشد یا نه بحثش چیز دیگری است...

در این دو سال و خرده ای که وبلاگ میخوانم و مینویسم، دوستان محشری پیدا کرده ام که شاید محال بود در بازه ی دیگری از زندگی ام بیابمشان. نمیدانم حس آنها از معاشرت با من چیست، اما بی شک من با وجود دانه به دانه شان عشق میکنم. قطعا سخت است نام بردن از تک تکشان، همین بس که در لیست بهترین های زندگی ام هستند. از همه شان درسهایی یاد گرفته ام و مطمئنم در مقطعی رنجاندمشان، چه با زبان و چه با کردار... اما نیک میدانم که بزرگوارانه چشم پوشانده اند... نمیخواهم در روابط اغراق کنم، تمام دوستی ها فراز و نشیب خودش را دارد اما به من در این جمع و با این گروه "خوش" میگذرد... خدایا هزاران بار شکرت...


*تقدیم به تمام دوستان بی نظیر وبلاگ نویس و وبلاگ خوانم (میلاد خدا نکشه تو رو که هنوز وبلاگ نداری و باید یه کتگوری (مثلا میمردم بگم دسته بندی!) جداگانه برات ایجاد کنم!! با احترام تمام قد به پروین خانم نازنینم، مامان گلم و باقی بی وبلاگهای عزیز)


*رونوشت: فرشته مهربون، گل آفتابگردون و بانوی عزیز...


*تولدت مبارک تیراژه ی عزیز من...



del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>