X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کوچولوهای قد کشیده

دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 18:27

امروز باورتون نمیشه با چه موردی برخورد کردم. ظهر بعد از انجام دادن کلی کار اداری (به عمرم انقدر دنبال امضاء ندویده بودم.حالا اینم براتون تعریف میکنم بعدا) رسیدم سرکار. هنوز خوب روی صندلی قرار نگرفته بودم(!) که دیدم تلفنم زنگ خورد. دختری که پشت خط بود از دانشجوهای مودب و شیک و محترممون بود. واقعا از شخصیت این آدم هرچی بگم کمه. گفت اعتراض دارم باید به کی بگم؟؟ گفتم به من بگو! حالا من با یه دستم دارم کیفم رو میچپونم توی کمد، در تلاشم شال گردنم رو باز کنم و یه آستین کاپشنم هنوز تنمه! وقتی شروع کرد به اعتراض و موضوع رو مطرح کرد، خشکم زد. یعنی شما پزیشeن من رو تصور کن، همونجوری موندم... بانویی با اون همه وقار داشت تند تند و عصبی به من میگفت به نمره ام اعتراض دارم. سریع نمره رو اوردم و گفتم تو که شدی 19/5 دقیقا به کجاش اعتراض داری؟؟؟ گفت خانم حرفم اینه که چرا فلانی که کارش انقدر بد بود، شده بیست اونوقت من، من با اینهمه ظرافت توی کارم ، شدم نوزده و نیم؟! براش توضیح دادم که روند نمره دادن استاد به چه صورت هست و از سابقه کاریش گفتم، از اختلاف عقاید و سلایق گفتم، اما انگار دارم با دیوار حرف می زنم.ساکت که شدم دوباره شروع کرد... نفس نمیکشید و بی وقفه من و نمره من و کار من و نمره اون و کار اون میکرد. یه لحظه اخم هام رفت توی هم و اومدم بشونمش سر جاش اما یکی انگار بهم گفت این راهش نیست. ابروهام رو دادم بالا و سعی کردم ادای ادمهای آروم و کول رو دربیارم و گفتم عزیزم این رو در نظر بگیر که استاد هرکس رو با خودش مقایسه میکنه، شاید اون صفر بوده و به مرور رسیده به بیست ولی شما هجده بودی و رسیدی به نوزده و نیم. یک سکوت چند ثانیه ای برقرار شد. گفتم الو؟ صدای پشت تلفن گفت "این حرفتون منطقیه، راست میگین. اره حتما اون خیلی پیشرفت کرده. به این فکر نکرده بودم". و بعد خیلی تشکر کرد و با کلی بگو بخند خداحافظی کرد. 

همینطور که داشتم اون یکی استین کاپشنم رو درمیاوردم به همکارم گفتم بعضی ها بیکارن به خدا. داشت برای نیم نمره من و استاد و دانشجو و موسسه رو گره میزد به هم!

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo