ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
دوستانم میدونن که من زیاد میزبان خوبی نیستم. یعنی کلا حوصله مهمون داری رو ندارم، بعد شما فرض کن طرف بچه هم داشته باشه دیگه واویلا... یعنی به جد چهره من رو که میبینه علاوه بر کوفت شدن مهمونی ، ترجیح میده سریعتر از خونه ما بذاره و بره. خب من و مامانم در این امر دو قطب کاملا متفاوتیم و هرچه ایشون راحت میگیره، من سخت گیرم... از بحثم دور نشم...
اینکه سی روز با هم بودیم اتفاق خوبی بود. نه که بگم خیلی خوش گذشت و یا راحت بود، نه... ولی خب این جزء خصوصیات آدمهاست که به آخرش که میرسن میگن "چه زود گذشت..." اما خوب بود.
میگن ماه رمضان، تو میزبانی و ما مهمان، اما من دلم میخواد فکر کنم این تویی که هرسال بلند میشی و میای این پایین خونه ما مهمونی... مرسی که امسال هم دلت خواست بیای خونمون... سال بعد هم دوست داشتی بازم بیا... منتظرتم...
میدانی ؟!
بعضی هارا هرچه بخوانی ... خسته نمیشوی!
بعضی هارا هرچه گوش دهی ... عادت نمی شوند!
بعضی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکر اند و دست نخورده!
دیده ای؟
شنیده ای؟
بعضی ها بی نهایت اند...
مهمانت بوده ام و میزبانی ات را دیده ام
بی شک هر که مهمان دل پاک و پر نور و مهربانت شده باز هم چشم انتظار مهمانی بعد میماند.
و چه خوش که هم تو و هم مهمان گرامی ات چشم انتظار دیدار بعد باشید..این یعنی رفیقید..
و خوب میدانم رفاقتت با خدا نیز به زلالی رفاقتت با ما آدمهاست دل آرام عزیز.
میدونی دل آرام من همیشه نظرم این بوده و هست که
وبلاگ یه جورایی خانه مجازی بِلاگر محسوب میشه
و مدیر وبلاگ میزبان و ما مخاطبین مهمان اون بلاگ و بِلاگر
و بدون اغراق میگم شما جزو یکی از مهمان نوازترین هایی از نظرم
فک میکنم دوستان دیگه هم تایید میکنن این حرف رو ، همین که نمیذاری
مخاطبینت حس بدی بهشون دست بده (دست اون حس بد رو قلم میکنی اصن! ) همین که وقت میذاری انرژی میذاری همین نشون از مهمان نواز بودنته.... مگه میشه توی عالم واقعی شخصی به صبوری و متانت و دلرحمی تو مهمان نواز نباشه؟!!
حالا عکسش (یعنی به ظاهر مهمان نانواز ! بودن بلاگر و در واقعیت مهمان نوازترین حتی بودن ) ممکنه شدنی باشه یعنی میشه..
اما بلاگرهای امثال تو حتما مهمان نوازن در واقعیت
انشاالله حداقل صدتا رمضان دیگه رو در کنار عزیزانت به چشم ببینی و استفاده کنی در کنار عزیزانت..صدتا ماه رمضان کامل..
حق داری اگه بگی ای بابا آفتابگردون ،
دو کلوم با خدا اختلاط نمیتونم بکنم ؟
آخه خودت گفتی دوستانم میدونن ما هم گفتیم
اونی که مخاطب این نوشته ست که خودش بهتر از خودت حتی
میشناسدت، گفتیم بیایم اثبات کنیم به خودت از طریق برهان خُلف!
البته اگه از طریق اون برهان میخواستم یه جور دیگه باید شروع میکردم که اتفاقا راحتتر هم بود به جان خودم...اگه اشتباه نکنم باید اول عکسش رو فرض میکردیم...بعد اون فرض رو نقض میکردیم به این دلیل و به اون دلیل:) بعد با رد اون میرسیدیم به اصل...
همیشه از هندسه بیزار بودم اما این برهان رو دوست داشتم...
ممنون که یادم آوردی همچین کارکردهایی هم دارم:))
چشم نظرمو دادم میرم دیگه اون لنگه کفش چرا دلی ؟
حرف مهمان نوازی و این صوبتا بودش الان ها
فدای تو :*
عزیزم... قبول باشه و عیدت مباااااااااااارکا باشه.
چه تعبیر قشنگی دل آرام انگار اینجوری خیلی شیرین تر و دلچسب تر میشه
میزبان بودن و یا مهمان بودن هر دو حرمت دارند و به نظر من هیچ فرقی نمیکنه که مهمان باشیم یا میزبان ، همینکه بتونیم دل همدیگه رو به دست بیاریم و احترام همو داشته باشیم حق مطلب را ادا کردیم.
طاعات و عباداتت قبول دخترگلم . فکرمیکنم میزبان خوبی بودی برای او .چون تمام سعیتو کردی تا او را خوشحال کنی و از این خوشحالی خودتم خوشحالی.
طاعات و عبادات تمامی عزیزان و دوستان این خانه نیز قبول درگاه خالق هستی.
عیدتان مبارک عزیزانم.
دلمـ براش به شدت تنگ میشه
چ میزبان باشه و چ مهمان
ماه رمضون امسالم با تموم ماه رمضونای عمرم متفاوت بود... خییییییییلی
سلام خانوم... قبول باشه دلی جان
عزیزم...حتما میزبان خوبی بودی با اون دل پر از محبتت واون چشمای خندونت...
نمیره که بخواد سال دیگه بیاد...هست همیشه..کنارت...
سمیرا خانوم عزیز عیدتون مبارک خانوم...مشتاق دیدارتونم به شدت..
منم مهمون بچه رو نمیتونم تحمل کنم
طاعاتت قبوووووووووووول
خیلی اعتراف صادقانه ای بود...:)
عید مامان سمیرا مبارررررررررک
تو هم حالا اگه خواستی مبارک باشه اگه نخواستی نباشه
عیدت مبارک باشه دلارام نازنین و همینطور مبارکه مامان سمیرای مهربونت...
سطر آخر حالمو یه جوری کرد
"سال بعد اگه دوس داشتی بازم بیا"
...
الان اینا رو گفتی که مهمونی نیایم خونه تون؟
تو چی فک کردی در مورد ما؟وقتش که برسه،نیتشو که کنیم، کمر همت مونو که ببندیم،همچین گروهی میریزیم خونه تون، حالا تو هی از در بیرونمون کن از پنجره میایم تو باز. هی اخم کن ماکه از رو نمیریم
هیچ وخت به قتبلیت های دوستات که ما باشیم شک نکن
حالا اگه میخوای این "ما" رو برات اسم ببرم. همینقدر بگم که کافه چی هم جز گروهمونه
عیدت هم مبارکا باشه
بش بگو خونه ماهم بیاد،ماهم منتظرشیم.
مسلما اون واژه "قابلیت" هست
:دی
دیدم چرا من چندوقت اضافه کنم دقیقا همون که جزیره گفت
نماز روزتون قبول ...التماس دعا
فرشته جان،محمدجان،باغبان جان عید همگیتان مبارک ، فرشته جان منم مشتاق دیدار رویت هستم.
انشااله کشکولهای همگیمان ، همگیتان ، پر شده باشه از عشق و نور و مهر و صفا.
ای جانم ... چه جالب بیان کردی دل آرام ...
روزه و نمازها قبول عزیزدل ...
امسال که ماه رمضان مهممونتون بودیک که خوب بود
عیدت مبارک عزیز دلم...
عید شماااا مبارک
عیدت مبارک دل آرام عزیزم
عباداتت قبول باشه
میزبان که تو باشی حتی ماه رمضان هم دلش میخواد تند تند بیاد پایین مهمونی
سلام بانو،
من رو ببخشید برای تاخیر. می خواستم تشکر کنم از زحمت و لطفتون برای سفره های آسمانی امسال.
دل آرام عزیزم،
طاعاتت قبول و دلت پاک.
فطرت مبارک.
سلام عزیز دلم
فدای تو
عید تو هم مبارک خوشگل خانم
سمیرا جانم و دلآرام عزیزم
عیدتان مبارک عزیزان مهربان :*****
تنتان سالم و دلهاتان شاد
و عید همهء دوستان خوبم که اینجا را میخوانند.
دوستتان دارم
باید در آغوشش بگیری...آرام.
میاد مطمئن باش
خداوند بی نهایت است...
سلام دل آرام عزیزم...پست سفره های
آسمانی امسال رو دیدم ..چقدردوس
داشتم شرکت کنم اماخب نشد....
خیلی دستت درد نکنه خانومی...
خسته نباشی عزیزدلم.........
کسی که اینجوری میتونه این
بزم رو بچینه و اینهمه دلهارو
دورهم جمع کنه مســــلما
میزبان خیلی خوبیه ......
انشــــــــــالله سال دیگه
مهمونی بعدی وعـیدی
دیگر...وسالهایی دیگر
انشالله......وتعبیرت
واسه میهمان بـودن
خدارو دوس داشتم
یاحق...