ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
از این وبلاگ به اون وبلاگ رفتن رو دوست دارم. یجور بازیه. مثل این میمونه که یک عالمه آدم دارن توی دنیاهای موازی زندگی میکنن. بعد بین این دنیاها با حریرهای نازکی خیلی غیر محسوس مرز بندی شده. به نظرم از این دنیا به اون دنیا قدم زدن هیجان خاصی داره.
یکی درباره دوست پسر نوظهورش نوشته. اون یکی از همسرش، یکی از سفرهای دور دنیاش، از انواع و اقسام مهمونی ها و خوشگذرونی ها،از درس و دانشگاه و بگیر و ببندهاش، از فرزند و متعلقاتش، از محیط کار و اتفاقات عجیب و غریبی که توش میوفته، از یاس و نا امیدی و "اگه برنگرده خودمو میکشم". یکی از آخرین شعرهاش، یکی خطاب به مخاطبی که نیست، هست، رفته، تازه برگشته، بعضیها هم از هنرهای دستی و منجوق و ملیله بگیر تا بافتنی و آخرین مدل کیکی که پخته.
بعد من یه نگاه به وب اونها میکنم، یه نگاه به وب خودم. یه نگاه به موضوعاتشون میکنم. دوباره یه نگاه دیگه به موضوعات خودم...میگم خوش به حالشون، چقدر موضوع... خودمو میبینم که یه روز نویسِ یه روز درمیون نویسم که تقریبا هرچی دم دستم اتفاق میوفته رو مثل کنه میچسبم (یعنی مجبورم که بچسبم!). بعد اگه قابلیت تحول داشته باشه تا جایی که بشه تغییرش میدم و برو که رفتیم و میشه یه پست!! خیلی چیزها رو هم که نمیشه نوشت کلا...
آخه من که نه دوست پسر دارم، نه همسر، نه فرزند، نه سفرهای دور دنیا،نه محیط کار عجیب و غریب، نه دانشگاه، نه فاز خودکشی، نه مخاطب خاص و مبهم، نه هنر ویژه، چه اعتماد به نفسی دارم که هی خلق موضوع میکنم و به خیال خودم دارم مینویسم!!! آخه توی این قحطی موضوع دور و اطرافم مگه یه تخیل چقدر میتونه کار کنه؟!! مگه چقدر میتونه هی تصویر بسازه و بفرسته رو ایر؟!!
*همه اونهایی که با شرایط فوق، تنور تخیلشون گرمه. خدایی قلمشون مانا...
سلام علیکم
علیک سلاااااااام خانم
او
اول شدم
یعنی جوری که تو ذوق کردی، قهرمان المپیک دومیدانی ذوق نکرد!
حالا چرا دومیدانی، نمیدونم گیر نده!
واقعن چرا دو و میدونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هاع؟؟؟؟؟؟؟
ولی بچه ها والیبال اگه بودن ذوق میکردن:دی
حالا چرا والیبال؟میدونم ولی نمیگم(این جمله رو خداییش فقط باید با لهجه مشدی گفت تا حس و حالش درک شه:دی)
بچه های والیبال کلا کارشون درسته
کار شما هم کلا درسته
بالهجه مشهدی خوندم ولی خب به کیفیت خودشون نشد ;)
دارم در حرکت انتحاری !!!پست مینویسم:دی
پست ارزشی:دی
کی بیایم داغ داغ بخونیم؟؟؟؟
فعلن مامانم اومده داره ریزه مکالمه شو با خاله م تعریف میکنه:دی
میتونی همزمان که یه چشمت به کیبورد و چشم دیگرت به مانیتوره، سر و تکون بدی و بگی آره آره، خب خب
*خدایی آیکون خنده خودت رو با من مقایسه کن. تو چقدر نجیب میخندی آخه!
اوه اوه قضیه جنجالی داره تعریف میکنه
تازه تو ایکون ماچ و بوس و کنار(برگرفته از شعر خافظ:دی) هم داری که من ندارم:(((
چقدر باحال بود ولی خداییش. فک کن مامانم داره دعوای کلامی تعریف میکنه من هویجوری میخندم اخه تصور دعوای کلامی خیلی خنده داره:دی البته خب مامانم منو میشناسه و معتقده من خُلم:دی
ولی اون خنده تو خیلی از ته دله
تو خلی؟؟ آدم قراره خلم باشه، مثل تو باشه

میخواستم بگم تو خودت ماچ و بوسی(برگرفته از تو خودت گلی!) خودم خنده ام گرفت از ترکیب حاصله :))))
من شرمنده روم نمیشه این آیکون بوس رو بذارم، خودت تصورش کن :*
ولی خداییش رشته ی سخن از دستم در رفت:(
خیر سرم داشتم پست ارزشی مینوشتم:(
راستی دلی تو فک کردی مامان من از کدوماشه؟:دی اگه ببینه من سرم تو لپیه و دارم تایپ میکنم میگه داری با کی چت میکنی؟
نه نه تمرکزت رو از دست نده. مامان رو با لبخند همراهی کن. بعد چند لحظه سکوت کن و به مغزت فرصت بازیابی بده. خودمطلب با زبون خوش برمیگرده. برنگشت خبرم کن (آیکون خودت با زبون خوش میای یا بیام بیارمت!!)
ای جانم
البته الان کامنت تو زیرپوستی داره پست منو تائید میکنه. بله
بزار ببینم کپی پیست جواب میده






یعنی من هی دارم سعی میکنم قالب عوض نکنم بلکه آیکونهای عزیزم از دست نره؛ بعد خانم میره برای من کپی پیست میکنه
من برم دردمو به کی بگم؟؟ عمو چنگیزی هم حرف گوش نکن شده :))))))
عاره عاره عوض نکن قالبتو ،خداییش این ایکونو
هیچ جا نداره. اصن با دنیا که هیچی با شوعر هم عوضش نمیکنم این ایکونو .به خدا.خیلی خوبه:دی
عی باباع دلی جان،باید این پستتو واسه مامانم میخوندم، تو بیا به این مامی ما یه چی بوگو. اخه مامانم نمیدونه من کار کردن با مسنجرو اصن بلت نیستم:دی
به خدا، جریانشو بت گفتم؟یه بار تو عمرم رفتم تو مسنجر اکانت و ساختم و این حرفا ،اقا وارد که شدیم اصن محیط غریبه بود بدجوری منو گرفت، ایکون حس ادمیکه نصفه شب تو یه کوچه بن بست گیر میکنه و حس میکنه از درودیفال اراذل میباره:دی
بعد هیچی دیگه ترسیدم اومدم بیرون،اخه داداشم که چت میکرد صفحه ش یه شکل دیگه بود، دفعه بعدی که خواستم برم رمزمو فراموش کرده بودم
کلا بعدش تصمیم گرفتم استعدادامو تو زمینه ی دیگه ای شکوفا کنم:دی
قبول دارم قبوووول دارم. این ایکونه محشره...
استاد بزرگهای چت دوروبرت هستن و بهره نمیبری؟؟؟ یه بار از صبح بیا برات با رسم شکل توضیح بدیم. بلکه از بن بستی دربیای و حس شهربازی دست بده بهت :)))
من برم ادامه ی پست ارزشی:دی
این ایکونه ایکون رتبه یک کارشناسی ارشده آآآآآآآ، شماره عینکشو نیگا:دی
والا این دیگه دکتری شده برای خودش :)))
آخی،واقعن ادم میمونه حاضر بود رتبه یک میبود ولی قیافه ش اینجوری میبود؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:دی
من که از چهره فعلیم خیلی هم راضیم و تمایلی به رتبه یک ندارم
من انصرافمو از پست ارزشی اعلام میکنم:|
آخه چرا؟؟
این بود آرمانهای ما؟؟
بیا و پاسخگو باش :|
شکسته نفسی میفرمائید دلآرام خانم خوش قلم ِ عزیز ِ دل
به مامان عزیز تر از جانتان هم سلام منو برسونید لطفاً
ای جانم به این همه محبتتون

بزرگیتون رو میرسونم :*
حظ کردم از کامنت بازیهای تو و جزیرهء عزیزم
:**** به جفتتون
فدای شما و مهربونیتون :****
ما هم حظ میکنیم از حضور شما
وااااااااااااااااااااااااقعن من و دلی دوتاییمون از شما سپاسگزاریم. اخه همه ش من برام سوال بود که من هی کامنتدونی دلی جان و به چت روم تبدیل میکنم دوستان ناراحن نشن بعد دیگه الان انرژی گرفتم با این کامنت شما
دلی فقط دلم به حالت سوخت،فک کن تا الان انرژی نداشتم این بودم از این به بعد چی میشم؟
پروین بانو من هم از طرف خودم و دلی:
گفتم دلی رو هم اسمشو بگم اخه دلی روش نمیشه این ایکونو بزاره:دی
نه قربونت برم چرا کسی باید ناراحت بشه؟! :**
فدای خودت و انرژیت
لامصب تهرونیا چقدم زبون دارن
زبون؟؟ ما اصلا صدامون در میاد؟؟ ما اصلا بلدیم حرف بزنیم؟؟؟
سلام به روی ماهتان پروین خانوم عزیز.
:)
میشه حتی از اقاقیای دیوار همسایه نوشت و خندید
والا من دیگه از ترک دیوار هم گاهی سوژه میسازم :)))
زیادند از اینجور بلاگرها دلارام جان ... یکیش خود من ...
ای بابا :))
منم دوست دارم گشت و گذار وبیرو مثلا داشتم کوچه هاشو قدم میزدم بعضى جاها میموندم بعضى جاها فرار که به کوچه ى شما رسیدم :)))
کوچتون قشنگ و دلبازه
بعضی کوچه هاش دلگیرن و بعضی موندنی و خواستنی. بعضی ها تاریک و بعضی ها پر رفت و آمد و شلوغ و حال خوب کن.
چشمهای شما اینطور دیده
سلام
می دونم کارت سخته ولی خوب کجایی دختر؟
سلاااام
بله بله کارم خیلی سخته :)))
همین اطرافم به زودی میام خدمتتون :***