X
تبلیغات
رایتل

توپ من هم قلقلی بود ، سرخ و سفید و آبی بود

دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 23:05


http://s3.picofile.com/file/7522269137/01.jpg




دیروز هر چقدر تقویم را زیر و رو کردم خبری از "روز جهانی کودک" نبود که نبود ... هی میپرسیدم ، امروز مگه شانزدهم مهرماه نیست ؟؟ پس این روز ما (!) چرا ثبت نشده ؟؟ هی این کانال (از نوع وطنی اش البته ، خدا بر من ببخشد ) ، هی اون کانال ، دیدم نخیر ... خبری از روز کودک نیست که نیست . دروغ چرا ناراحت شدم . باور بفرمایید هیچ چیزی دلچسب تر از آن نیست که با این سن و سال و قد و قواره مان آهنگهایی را بشنویم و کارتونهایی را ببینیم که وقتی طفلی بیش نبودیم میگذاشتند جلویمان و ما هم که چاره ای جز همان دو کانال نداشتیم ، می دیدیم و لذتش را می بردیم . از حق نگذریم چند فیلم ویدئویی مثل سیندرلا ، پسر جنگل و عرضم به حضور انورتان گربه های اشرافی و ... بود که هر از گاهی اگر بچه خوبی بودیم و همچین مشقهایمان به موقع و بیستهایمان ردیف بود ، میگذاشتند توی ویدئو و ما هم کیف میکردیم .

امروز صبح داشتم آماده رفتن به شرکت می شدم که دیدم مامان میگوید : دلی "بستنی ها " یادته ؟  با یک صدای کشیده ای که انگار حافظه مبارکمان سال آغاز جنگهای صلیبی را به یاد آورده است  (از جهت تحسین حافظه مان عرض میکنیم !)  گفتم آره ، خانم بهار ... گفت آفرین ، اومده برای مصاحبه کانال یک ، روز جهانی کودکه ... بدو بدو آمدم و دیدمش و آخی ای گفتم و برگشتم به اتاق . ولی به محض شنیدن صدای تیتراژ "مدرسه موشها" آمدم بست نشستم جلوی تلویزیون و هیچ خللی هم به خودم راه ندادم که دختر جان شد یک ربع به نه ! تا آخرش را دیدم و کلی به حرفهای این "کپل" ورپریده خندیدم و دوان به سوی شرکت ... حالا ساعت چنده ؟ پنج دقیقه به نه ، من کی باید شرکت باشم ؟ نه !!!

خانم و آقایی که شما باشید ، مامانمان همان کله صبحی یک اس ام اسی برایمان فرستاد که بسی شاد شدیم و حس کردیم امروز باید کودکمان جولان دهد و به بی نوا میدان دادیم که برود توی مغازه و هرچی دلش خواست بخرد . طفلک معصوم به بستنی قناعت کرد، چهار عدد خریدیم به نیت چهار عضو خانواده ... از آن طرف برادر عزیز با مقادیر فراوانی چیپس و پفک و البته بستی به منزل آمد که شما توی عکس فقط یک چیپس اش را میبینید . مامان هم شروع کرد کیک پختن ...

من هم که دیدم کودکهای درون همه زنده و فعال هستند ، پیشنهاد نقاشی دادم و استقبال شد و این شد که میبینید ...

احتمالا ما تنها خانواده ای هستیم که روز کودک را خانوادگی جشن میگیریم ...

الهی که صدای خنده های کودک درونتان همیشه به آسمان هفتم برسد .

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo